شوق!
شهر از آدم خالي است
و قلب من از حضور تو!
و اين دريا چقدر ساكت است
دلگير
آرام
بي هيچ جنبشي
نه موجي كه سينه ساحل را بشكافد
نه قايقي
كه شوق عبوري
را به چشمانم برساند...
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر ۱۴۰۳ ساعت 9:25 توسط آقای ar.ja
|