نهایت!
گاهی خیال میکنم اگر من به جای فلانی بودم چه زندگی شاد و ایده آلی داشتم! مثلا خواننده ای که تمام ترانه هاش، پر از رقص و انرژیه یا نقاشی که یکسره در همه تابلوهاش، زیبارویان را تصویر میکرده! اما نمی دونم این زندگی با چه خط و ریتم مزخرفی نوشته شده که حتی این چهارچوبهای کلیشه ای که آدم گمان میکند داخلش پر از خوشبختیه، پوچ در میاد در نهایت!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر ۱۴۰۳ ساعت 21:33 توسط آقای ar.ja
|