فراغت!
دوست ناشناسی بهم پیشنهاد داد مسیحا برزگر گوش بدم در اوقات فراغتم! من اما از اون بخش از زندگیم، عبور کرده ام که حرفهای آنتونی رابینز و جبران خلیل جبران را میخوندم و با خودم فریاد میزدم که وای پیدا کردم گمشده ام را! اکنون من مثل مسافری هستم که، هیچ مقصدی ندارد و از بیابانی در گذر است...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ ساعت 11:25 توسط آقای ar.ja
|