ابرای خوشگل و سفید در پس زمینه آبی روشن از غرب به سمت شرق در حرکتند! یا تشنه و بی آبند یا اینکه ناخن خشکند و قصد خوشحالی ما را ندارند! من در میدان فرهنگ که بیشتر به یک تقاطع شبیه است روی نیمکتی نشسته ام. کلاغها هم روی دیواره حوض بلندی که اثری از آب در او‌ نیست، نشسته اند! دیوارهای مدرسه ای قدیمی که بیش از پنجاه سال عمر دارد، شبیه مسجد با کاشی های آبی و فیروزه ای فرش شده است! شاید آن نادان فکر میکرد با این ظاهر سازی ها، جماعت ابله، دست از سرش برخواهند داشت و دیگر کاری به تاج و تختش ندارند! اما همه چی اشتباه از آب دراومد و آن شد که می دانیم...