آفتاب با حرارت بسیار ملایم بر قندیل هایی که مثل مروارید از سرانگشتان آبشارها آویخته اند می تابد و من نشسته ام به تماشای جرعه جرعه آبی که از میانه یخ و برف و سنگ چک چک کنان در حرکت است! جاری باش چون رود اگرچه زمستان است و سخت اما زیستن با همین دشواری ها هم زیباست! من امروزم را دوست دارم با این آفتاب و برف و جاری چشمه سارانش...یکی آنطرف تر آتشی روشن کرده و بوی سوختن تن درخت به مشامم میرسد اما من از تماشا که سیر شدم باید بالا و بالاتر روم تا به کلچال برسم اگر اینجا اینچنین زیباست! آنجا حتما خود خود بهشت است! باید رفت...