عاشق بادوم زمینی ام و از تجریش که رد میشم نمیشه نگیرم! البته چیزای خوب دیگه م اینجا هست ولی من به همین یکی فعلا بسنده کردم. بعد از غروب آفتاب سرما جوریه که هیچ انگیزه و رغبتی برای پیاده روی و دیدن چنارهای بلند بالای ولیعصر که فقط تا پارک وی سرجاشون هستن هنوز، باقی نمیگذاره! گاهی شانس بامن همراهه مثل امروز گاهی هم فرسنگها دور داره با آدمای دیگه خوش میگذرونه! هر وقت از سر میرداماد رد میشم با خودم میگم کاش بالاترین طبقه برج اسکان مال من بود ولی یکمی که دورتر میشم حسش میپره و دیگه بهش فکر نمیکنم...تا این اندازه دیوانه ام من!