ادامه!
گمونم ما منتظر يه جادويي چيزي هستيم تا زندگيمون رو مطابق روياي دلخواهمون شكل بده و از نو بسازه! چرا هيچ وقت اتفاق نميفته پس! مطمنم كه ما از اول بسم الله راهمون رو اشتباه رفتيم! درس خونديم پله پله از اين نردبان كج و كوله بالا اومديم تا رسيديم اينجا كه پشت بام يه خونه بي منظره و اسير در ميان كوچه هاي تنگ و باريكه! من خودم اينقد دست وبالم باز نيست كه يه تغيير عمده ايجاد كنم تو مسيرم و اين ديوارهاي خاكستري كه آسمون آبي رو از چشمام دريغ كردن رو خرابش كنم و از مقابلم بردارم! حتما سرنوشتم اين خواهد بود كه بي هيچ اميدي همين راه رو ادامه بدم تا برسم به آخر راه...! درك اين واقعيت تلخ و تحملش از اون هم سخت تره...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۳ ساعت 10:7 توسط آقای ar.ja
|