چشمه!
ماجراي صعود ديروز به قله عشق كلكچال به قدري بغرنج و پر زحمت شد بعد از گردنه كه توان نوشتنش را حتي من ندارم! يك ساعت و نيم از ظهر گذشته بود كه قدم بر فرق قله اول گذاشتم! لازم به توضيحه كه دو قله تقريبا با ارتفاع يكسان و در فاصله حدود دويست متري از هم، يكي در غرب و ديگري در شرق كاملا مشرف به قله زيبا و مخروطي شكل دماوند دركنار هم نشسته اند! روي يال منتهي به هر دو قله و در تمام مسير برف با دست محكم باد و طوفانهاي استخوان سوز اين كوهستان چنان روي هم كوبيده و سفت و سخت شده است كه هيچ فرقي با يخ ندارد! بعد از عكس و فيلم گرفتن به عادت مرسوم همه فاتحين! و كمي ريكاوري و تغذيه مجدد جسم ناتوان شده اما مشتاق! راه برگشت را نه مثل باقي مردمان كه همان مسير رفت بود از جاي ديگر و از سمت شرق كه به دشت پيازچال و چشمه معروفش منتهي ميشد در پيش گرفتم...!
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 12:24 توسط آقای ar.ja
|