یه همکار که فقط چند ماه داشت تا بازنشست بشه، همین آخر هفته رفته ویلاش که با گاز مونوکسید بخاری، خانمش فوت میکنه و خودشم دو روزه تو کماست! نمی تونم به مسخره بودن دنیا و تلاش بی وقفه ای که برای رسیدن به انتهای مسیری که نه اول و نه آخرش دست خودمونه، فکر نکنم! خوشبختانه خیلی وقته که برای پول کار نمیکنم و هفته ای دست کم یک روزش رو زندگی میکنم و نمیذارم پس انداز بشه برای بعد از بازنشسته شدنم!