هوا چقد گرم شده! درست مثل تابسونه! بازم از پیاده رویی میرم که تنش زیر تابش آفتاب پهنه! عید داره از راه میرسه سالمون هم عوض میشه! نمی دونم خدا هم این روزا گرمش هست! اگه هست کجاست! کدوم نیمکره یا تمام کره خانه اش هست! اونم سالش تازه میشه مثل ما یا هنوز منتظره کهکشان دورشو در چرخش به تمام گوشه و کنار کائنات تموم کنه و بعدش عید و سال نوش از راه میرسه! ولی چقد مارو تنها و بیکس آفریدی خدا! گاهی با هیچی حالمون خوب نمیشه که نمیشه! چقد ما ساده و به قول امروزیا اسکل بودیم که سی سال محول الحول گفتیم و تو هم عین خیالت نبود! از کجا می دونستیم تو وظیفه ت رو به خداهای پرزور زمینی واگذارش کردی خب! الان دیگه از اون حرفا نمیزنم هیچ درخواست و آرزویی هم ندارم ازت. برو بکارت برس..!