حتی یکبارهم نشده از کوه اومدن پشیمان بشم! حتم دارم که دوستش دارم. وقتی چشمامو میبندم تمام دنیا نارنجی میشه! حالا تک تک که اینکارو میکنم سمت راستیه رنگی تر از چپیه است! شاید علتش اینه که دومی ضعیف تره! یه حشره مثل هلکی کوپتر پرواز کنان اومد و کنار گوشم بر زمین نشست! حوصله ندارم نگاهش کنم و ببینم چیه! از پایین تر دو بار صدای شلیک اومد! نمی دونم خیل عظیم نادانها در حال شکارند یا فقط از سر تفریحه!