توان!
شبونه یه خونه ویلایی که نزدیک کوچه ما هست و بدون هیچ ساکنی در و پیکرش همیشه قفل بود رو شکوندن و رفتن توش! الان دیدم در پارکینگش بازه گمان کردم مالکش عیدی اومده سر بزنه که دیدم از زبونه در حالی که قفل روشه شکسته و فهمیدم از تلاش شبانه دزدان بوده! من این خونه رو دوست داشتم و دارم! نمی دونم با این خواستن و نتوانستن چه میتوان کرد...
+ نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 17:53 توسط آقای ar.ja
|