ضروری!
سومین روز را در کوه و طبیعتم. آسمان آبی ترین رنگ را بر تن کرده و کوهستان سپیدترینش را! خوش بحال این هماغوشان همیشگی! من تا دورترین کهکشانها را هم به چشم می بینم! سنگ و ماسه ها را در دور دست می توانم بشمارم! در مسیرم رو به بالا بخشی از خیابان گلابدره را شکافته اند! آسفالتش ترک خورده بود و من حدس میزدم چشمه ای آن پایین جاری باشد و بود... نیاری به اینهمه اقدام احتیاطی نبود ولی فراوانی پول شهرداری و منافع مشترکش با پیمانکار انجام این قبیل کارها را ضروری می سازد...
+ نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 12:27 توسط آقای ar.ja
|