پایان!
این روزها به آن همکارم که تنها چند ماه مانده به بازنشستگی به کما رفت و همچنان در آن عالم به سر میبرد فکر میکنم! خرداد کارش تمام بود و پیش از عید در حال یکی به دو کردن که سه ماه ماند تا تمام شود نه چهار ماه! اکنون اما کجای قصه آویخته است پیراهن خستگی اش را! دنیا حتی اگر هر لحظه اش را هم زندگی کنی باز ارزشش را ندارد! اما مگر چاره ای هست جز این اینکه این راه بیچاره را که در او افتاده ایم تا به پایان پیش برویم!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 20:4 توسط آقای ar.ja
|