برخی مهرشان فروارن است مثل باران و یادآور یک سالگی انتشار پستی در وب می شوند اما من روزی نیست که از خدا یا طبیعت یا آن نیروی برتر و آفرینشگر نخواهم که به داد درختان و آن آهوان مقیم در کوهستان برسد و چند قطره باران از آسمان فرو فرستد اما هیچ اتفاقی نمی افتد! ایمانم را تماما از دست داده ام نه اینکه ندانم من و دیگران شایسته خواهش و تمنا از خدا نیستیم بلکه به این دلیل ساده که خود خدا تا به این حد سنگدل شده است که سوختن و جان دادن آن بی گناه ترین موجودات را زیر تابش خورشید می بیند و هیچ کاری نمی کند! چه میشد مگر فقط کمی از آن آب که در هند و پاکستان مردمان بیچاره را به کشتن داد برای کوه و درختان و طبیعت بی جان شده این دیار فرو می فرستاد آخر...