من همچنان از بی دوستی در رنجم! ولی هنور هیچ چاره ای به جز کنار آمدن با درد ها در این دنیای مسخره و بیهوده نیافتم! گاهی مهربانم گاهی به شدت دلخور و ناراضی و غرزن! نسبت به همه موجودات به جز انسان، مهر و عطوفت و علاقه درونم یافت میشود! حتی مارها را به خاطر لمس کردن پوست یا فلس های نرم زیر شکمشان عاشقانه دوست دارم! از روباه و خرگوش و آهو خوشم می آید البته از گرگ ها نه! اینها را گفتم که بدانی همیشه چیزی را به دنبالشی نخواهی یافت! حتی اگر آن چیز بی ارزش ترین و فراوان ترین روی زمین باشد و اینگونه است که گاهی روزهای عمر در حسرت می گذرد اما من مشکلی ندارم و با این درد کنار آمده ام...