موج!
دنیای عجیبی داریم! یکی از تورم می نالد و دیگری از اینکه پولش را در سکه و طلا گذاشته و گاهی منفی میخورد و پایین می آید دچار بی تابی می شود! خیلی وقت است که می دانم هیچ حقیقت محض و مطلقی در این جهان وجود ندارد حتی اگر از درک کامل این گفته عاجز باشم! هزاران انسان از کوچک تا بزرگ را فقط یک نفر به خاطر رسیدن به تفریحات و لذت های بی حساب شخصی اش، سالها در یک کشور به خاک و خون کشید و اکنون در طبقه نود و نه در برجهای مجلل مسکو به زیست شاهانه اش ادامه می دهد و آب از آب هم تکان نمی خورد و خدا همچنان دارد خدایی می کند برما...! من بعد از بیست روز برای رهایی از معده درد موز میخورم و هویج و پرتقال را هم در برنامه ام دارم! راستی یادم نیست پرتغال با کدام غ هست! حالا چه فرقی می کند کدامشان باشد! وعده های غذاییم زیاد شده وزنمم هم! شربت آلومینیوم ام جی را نمی خورم چون نمی دانم نهار و شامم کدام است و میان وعده ها کدام! فقط هر شبانه روز دوتا قرص را میل میکنم به امید اینکه از درد خلاص شوم ولی همچنان آزارم می دهد...این موج کش دار لعنتی!