مراوده!
هنوز روی بال خیال شیرین رفتن به شهری در شمال سوارم! در پاسخ به این خواسته که آنجا بیکار و بیعار حوصله ام به ناچار سرخواهد رفت و عاصی می شوم! درحال بال و پر دادن به خواسته ام هستم که یک خانه ای که تجاری هم داشته باشد را بخرم و خودم هم مشغول شوم! البته اگر بومی های عزیز تحریمم نکنند و بامن مراوده و معامله داشته باشند...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 22:22 توسط آقای ar.ja
|