تابستان!
دیروز و امروز بارون بارید تو تهران، اینقدر بود که تو خیابونا سیل راه افتاد رو به پایین و من فکر میکنم حتی اگر به قیمت آسیب به خونه و زندگی و حتی جان مردمم باشه باز هم باران خوب و خواستنیه! آخه بدون اون هیچ امید و آرزویی در دل آدم باقی نمی مونه و من تو این دو روز نگرانی هام کمتر شده و اوضاع داره به حالت عادی برمیگرده. برف تا نیمه کوه ها رو سفید پوش کرده و من از ترس سرما هنوز نتونستم برم اون بالا و ملاقاتش کنم. به نظر میاد تنبل شدم و مثل قبل نمی تونم بدون برنامه قبلی بلند بشم و بزنم به کوه و برم بالا تا شیرپلا و پیازچال! خیلی دوست دارم فردا برم ببینم چشمه ها از نو زنده شدن با این بارشهای روزهای اخیر یا همچنان گرفتار عطش و تشنگی تابستان مانده اند...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ ساعت 20:16 توسط آقای ar.ja
|