مادر ندارم که براش هدیه بگیرم، هرچند که از مناسبتهای دولتی و ایدئولوژیک متنفرم! دهمین سال تنهایی هم گذشت و بازهم طاقت آوردم! انسان از سنگ هم سخت تر است! شاید چون بقا اینگونه میخواهد از ما! هنوز دارد باران می بارد گاهی تند و با شدت گاهی نرم و آرام! بگذار بیاید بگذار ببارد بگذار سیل شود و همه چیز را باخود ببرد بهتر از این است که در تشنگی و آلودگی بمانیم و بمیریم! فردا کاش یکی کمکم کند تا از خواب بیدار شده راهی کوه شوم! میدانم آلارم را ساکت میکنم و دوباره میگیرم میخوابم با اینکه الان و در این ساعت مشتاق بودن در آن بهشت سرد و برفی ام...