زحمت!
از باغ فردوس و تجریش گذشتم و در خیابان دربند به سمت بالا در حرکتم. چندین پیامک تبریک دریافت کردم بیشترشان از بانکهایی که مانده حسابم نزدیک به صفره! یک برش بزرگ چیزکیک خوردم و یک عدد شیرینی تر، اینها تمام عایدی من در روز تولد و در روز پس از آن بوده است! شما اگر جای من بودید آن خانه کلنگی روستایی را با یک موتور تجهیز می کردید برای گشت و گذار در طبیعت بی نظیر آنجا یا یک آفرودی خفن و گرون قیمت؟ البته ریسک خرابکاری و آسیب و دزدیده شدن را هم باید در نظر گرفت در اوقاتی که خودم آنجا نیستم هر چند که روستا است و امنیت بیشتری دارد ولی من ماهی یک بار به زحمت می توانم در آن خانه باشم...
+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ ساعت 11:49 توسط آقای ar.ja
|