یه گمانم سه شب خوابیدن در کوه و زیر نور ماه و ستاره ها در آن روستای زادگاهم مرا دچار رجعت ژنی کرده است! اکنون از یک ساعت بیشتر است که در کنار خانه ام، روی چمن دراز کشیده کفش و کوله ام را به کناری گذاشته خیره به آسمان مانده ام! ستاره ای در دوردست به رنگ قرمز درست عمود بر چشمانم می تابد و مردم در روزمرگی های همیشه شان غرقند! هیچکس نمی داند در آسمان تهران هم ستاره می توان پیدا کرد!