شروع به خواندن آرشیو میکنم، و خوشحالم که ردی از روزهای گذشته را اینجا برای همیشه باقی گذاشته ام! درست نمی دانم سه سال پیش بود یا چیزی در همین حدود که با دوستی از شیراز آشنا شدم و آن روزها را خوب بخاطر دارم! البته همه را به صورت شعر نوشته ام و‌ روشن و واضح نمی توانم شروع و پایانش را پیدا کنم اکنون کاش راهی برای بازیابی دقیق آن روزهایم پیدا می کردم. خیلی از پستها به صورت موقت ثبت شده و هنوز منتشر نشده است! به گمانم دیگر از وقت نشرشان گذشته و از زمان خود خارج شده اند ولی با گوشی تسلط کافی روی همه چیز ندارم و ترجیح میدهم پشت سیستم با دقت بیشتری بگردم و چیزهای بیشتری پیدا کنم از آن خاطره های رفته اما فراموش نشدنی تا ابد تا همیشه زمان...