محال!
دوستی میگه متولدین سال اژدها فلان ویژگی ها رو دارند و من هم احتمالا در این دایره جا میگیرم! راستش گاهی به این چیزها باور دارم گاهی نه! فردا نوزده تیر هست و برای من یه مناسبت ویژه! دوست داشتم در مورد اون پستی که برای پول و اندازه و مقدارش نوشتم کسی کامنتی بده که اینطور نشد و انگار ندیده اند اصلا! دوباره دیشب خیلی دیر شام خورم حدود ساعت یک و خیلی دیرتر از آن خوابم برد! الان بیدارم اما از خواب سیر نشدم! دوباره چشم بستن را دوست ندارم برای همین هم کامل بلند شده به کارام میرسم! نمی دونم چرا بعضی کلمه ها رو نوشتنی ذهنم جاهای دیگه ای میره مخصوصا این جمله اخیر! بگذریم دیشب احتمال میدادم با صدای شدید انفجار غافلگیر بشم در میانه راه ولی خبری نبوده انگار! کی به زندگی عادی سابق برمیگردیم نمی دانم از موهبت های کوچک زندگی شاید بتوان دوباره لذت برد! از بی خبری هاش از اینکه نه جنگ می شود نه مذاکره می کنیم! در این وضعیت بغرنج دیگر چه فرقی دارد گاو باشم یا اژدها در هر دو حال عذاب همیشگی بر سرمان فرود آمده و قصد فروکش کردن را هم ندارد به این زودی ها! کسی خواهد آمد که به من ساده ترین راه جستجو در آرشیو را نشان دهد تا بتوانم آن روزهای مست از عشق و انرژی را درون این خطوط بی رنگ بیابم و بیرون بکشم یا نه! از حافظ و شاملو و فروغ میخواندم و ظبط می کردم گمان میکردم پسرکی هستم بی غم و غصه در آغاز روزهای شیرین نوجوانی ام و او تمام آنچه که میخواستم تا از گور روزمرگی برخاسته به زندگی برگردم را با خود داشت اما تمام چیزهای خوب برای ما همیشه یا حرام بوده اند یا محال...