اتفاق!
بیست تا عروس دارم میبرم خونه! نه از اونا که میشه بغلشون کرد و باهاشون خوابید! از اون صحرایی خوشگلا که فقط میشه نگاشون کرد! بعضیا تازه دارن میرن بالا البته فکر نکنم خیلی هم بالا برن و همین اطراف میخان بشینن کنار آب اگه بتونن پیداش کنن از بس که بی رمق و کم جون شده! همین که میان درخت و سنگ و صخره رو تماشا میکنن به نظرم خوبه! از وقتی باشگاهو ترک کردم عضلاتم شروع به شل شدن کردن بویژه پشت بازوهام ومن واقعا از از این اتفاق متنفرم...
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر ۱۴۰۵ ساعت 18:21 توسط آقای ar.ja
|