از زندگی شبانه و از آن همه شور و سرزندگی شبهای تهران که لقمه سیب زمینی کباب شده و تخم مرغ را با سبزی و سس ویژه بهت میدادند گویا دیگر خبری نیست تنها صدایی که می شنوم از اطراف این میدان است که به عربی اراجیفی می خواند و سنج می زند و من روی نیمکتی نشسته اینجا می نویسم! خدای خاورمیانه ای ها هم گویا کامل و جامع نیست مثل دو جنسه ها می ماند به هوای کیف و حال پیشش میروی اما داغون تر از پیش برمیگردی!