لباس!
تک تک ما آدمها منتظر یکی هستیم که بیاد و نجاتمون بده از یکنواختی، دلتنگی، دلهره و این قبیل چیزها! من میدانم اون آدم یا روح یا حیوان هرچی که هست هرگز نخواهد آمد ولی بازهم انتظار میکشم! دوست دارم بعضی جاهای خصوصی ام را تتو کنم ولی نظرم هر روز عوض می شود! پارسال یکی را دیدم که با وجود چادری بودن سینه و بقیه جاهایش را گوشواره کاری کرده بود میدانم اسم دیگری دارد اینکار ولی این انتخاب بهتری برای بیان دقیق تر اون ماجرا بود! راستی تمایلات زیستی ما آدمها با حواشی اینچنینی چرا همراه است شاید برای خوشآمد طرف مقابل یا تهییج و تحریک هرچه بیشتر او برای بالا بردن ضریب اطمینان آنچه برایش برنامه ریزی شده ایم. کلاهک های خالی بلوط را روی میز نگاه میکنم و به روزی می اندیشم که لباس هایم آویخته و خود اینجا نخواهم بود!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ ساعت 13:9 توسط آقای ar.ja
|