ارج!
یکی از این دخترها که پا به سن گذاشته هم به نظر میاد با یه وضعی حرف می زند و خودش را لوس کرده که من تحمل نشستن اینجا و شنیدن صدایش را ندارم! باید بلند شوم و بروم شاید سمت یوسف آباد...تمام سکوت و سکون و زیبایی این پارک با رسیدن فرکانسهای آزار دهنده صدای او با خاک یکی شده دیگر ارج و قربی در چشمم ندارد!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ ساعت 19:32 توسط آقای ar.ja
|