به ایتالیا و سوییس فکر میکنم در حالی که خانه ام شبیه ترین جا به صحرای سوزان جزیره العرب است! تنها راهی که دارم این است که آیین نجات بخش تازه ای بیاورم و بر ایشان عرضه کنم اگرهم تن به پذیرش دعوتم ندادند با چابکسوارانی جان برکف از ایده ام پشتیبانی کنم تا به مقصود برسم! عمدا" راهم را کج کرده از مقابل کافه ای گذشتم که دختری روی نیمکتی در خیابان نشسته تنها بخشهایی از بالا تنه اش از زیر ریزش طره های زیبای موهایش بیرون مانده و دیده می شود!! خدای متعال توانایی های کشف نشده بزرگی دارد و من گاهی که در آفرینشش عمیق می شوم این نکته را در می یابم...