مربوط!
از بدو خلقت حتی یکبار هم به یاد ندارم که صدایمان را کسی بشنود و خاسته هایمان اجابت شود! نه در خانه نه در جامعه هیچکدام نه با خواهش و نه با دعوا حاضر به شنیدن نشدند! تنها راه باقی مانده برای ما خارج شدن از حیطه سلطه اولی و بی پناه ماندن در برهوت دومی بود! حامی نبودن و حمایت نشدن را در همه جا با پوست و گوشتمان حس کردیم و نمی دانم خود چگونه می توانیم اکنون پناهگاهی باشیم برای آنان که به دنبال جای امنی برای آسودن از آشوب زمانه اند...آدم حساسی هستم من، توضیح و تفسیرش این می شود که با کوچکترین بی اعتنایی می رنجم و با لبخندی از جا کنده می شوم و به پرواز در می آیم به هر طرف که نگاه میکنم اصل و نسبم به خاورمیانه و اینهمه به هم ریختگی مربوط نمی شود...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۵ ساعت 12:6 توسط آقای ar.ja
|