از فرط بی برقی چراغهای کمی در پارک روشن است و بیشترشان خاموش مانده اند! فضای خوبی برای دونفره گشتن در این جهان نیمه تاریک فراهم است! آنها که تنیس روی میز بازی می کردند بخاطر روشن نشدن چراغهای بالای سرشان گذاشته و رفته اند و دیگر آفتاب خیلی وقت است که از ما رویگردان شده است! زنی سفید جامه ترانه های جلف و توپس توپس داری را پلی کرده و دارد آزارم می دهد و من چاره ای به جز ترک این نیمکت نمی بینم...