ناز!
حس خوب و مثبتی بهش دارم. همین چاردیواری شهریار رو میگم که آب و برقم داره با یه اتاق قدیمی سقف چوبی ولی بعد از سه سال هنوز کاری نکردم و بنایی اضافه نکردم گاهی میرم درختاشو آب میدم و میام همین. اونم فقط به این خاطر که خشک نشن دلم می سوزه اونا حتما مسئولیتشون گردن منه توت رو هرس کردم قبلا ولی بازم چندتا شاخه ازش خشک شده. انگور حسابی پر بار و سرحاله شاید به این علت که مورچه های خیلی زیادی پاش لونه ساختن واسه خودشون سالهاست و با این کار بهش نفس های تازه بیشتری میدن و من وقتی آبش میدم دچار عذاب هم میشم که اون طفلی ها رو بی سرو سامانشون می کنم اما چاره ای هم ندارم خب! سنجدها بنظرم خیلی آب میخان و با این فاصله زیادی که من برای هر بار رفتن به اونجا گذاشتم طاقت نمیارن. انار هم البته بی ناز و اداست...
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵ ساعت 0:57 توسط آقای ar.ja
|