پاس!
من به شخصه هزار بار هم قانون نسبیت را از اول بخوانم باز هم در عمل درکش نمیکنم و مثل خر در گل می مانم! با مثال و توضیح بیشتر هم درست شدنی نیست! مشکل من با اصل مطلب است که بالخره زمان و مکانی اصلا وجود دارد یا ساخته ذهن ما انسانهاست مثل خیلی چیزهای دیگر. گاهی فکر میکنم اگر چشم ما در دیدن رنگها محدودیت دارد و گوشمان در شنیدن صداها پس چرا گمان میکنیم همه چیز این جهان را می توانیم با عقلمان بسنجیم و درک کنیم! با گفتن این حرف ابدا" قصد ندارم به اذهان خرافه پرداز و تنبل سرزمینم پاس گل بدهم! حرفم این است که آنچه می دانیم تنها شاید بخش کوچک آنچیزی است که وجود دارد و الزاما ما توانایی فهم همه چیز را نداریم چه بخواهیم چه نخواهیم...
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 11:29 توسط آقای ar.ja
|