کیس!
دیروز بعد از نهار رفتیم تا جنگل سماق ها و برگشتیم. آب رود کوچک به طور کامل در حال ناپدید شدن بود از آب چشمه خوردم. یک دسته بزرگ از عروسان صحرا چیدم و به خانه آوردم. امروز پشت میز جدیدم نشسته ام. کیس و باقی ملزومات را کسی رفته تا با ماشین به اینجا بیاورد و من از این جابجایی خوشحالم.
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 8:52 توسط آقای ar.ja
|