آشنا!
بله شاید درستش همینه که اینجا نشسته در آرامش این چند سال انتهایی را سپری کنم و هر روز گور آرزوهایم را نگشوده و حسرتهای بیشتر را روانه میدان نکنم اما چه کنم که دل دیوانه ام از این هوا سخت در رنج است و گویی به جز تحمل هیچ راه نجاتی نیست! کجاست آنکه می گفت خواستن توانستن است! و ما در تمام زندگی با سوختن و ساختن بیشتر از بقیه واژه ها آشنا شدیم کاش از ابتدا می شد که هیچ نخواهیم یا اگر خواستیم راه رسیدن به او را هم بدانیم
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 12:59 توسط آقای ar.ja
|