هر کی به آدم نزدیک میشه شاید فقط اون مدتی که در شرف رسیدن به او هستی کمی حال و هوایت عوض بشه و گرنه بعد از یک هفته یا یک ماه از اون آدم آرام و سالمی که قبلا بودی تبدیل به یک موجود افسرده و خرابی خواهی شد که درست شدن و به حالت اولیه برگشتنت فقط با خداست و خدا هم که این روزها توجه به هیچ اتفاقی روی زمین ندارد و در آسمانها دنبال خوشبختی انسانها می گردد! نمی دونم چه فلسفه ی مسخره ای پشت این خلقته که تو زمین کاشتنت و هوای آسمون تو دلت میذارن. نشستم تو پارک گنجوی در خالی ترین ‌و خنثی ترین حال ممکن! هیچ ابری بالای سرم نیست هیچ جنبشی در برگ و شاخه و درختی نیست مردمان اندکی هم که می بینم سر در گریبان و بی لبخندی بر لب چونان مردگان در گذرند و این خانه ها که روزی به گمانم بهترین جای شهر می آمد گویی مدفن متروکی زیر سقف خاکستری آسمان است...