کوچه!
اگه روز ادامه داشت اگه شب می شد که چند ساعتی اومدنشو به تاخیر بندازه من همین الان با همین تی شرت بدون آستینی که تنمه با کتانی و شلوار جین به جای چرخش بیهوده در شهر و پارک می رفتم کوه! با اینکه می دونم دنیا هیچه با اینکه حتم دارم هرچی دارم رو باید بذارم و برم بازم با تمام وجود میخام که این خونه پنج طبقه در حال ساخت در این کوچه سربالایی منتهی به پارک محل تجمع سگها مال من باشه...
+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 19:24 توسط آقای ar.ja
|