زدم رادیو آوا افتخاری جوری از شور عشق میخونه که من انگار معتاد افیونی ترین مواد موجود در کره زمینم و نشستم لب جوب با هر بیتی که از او می شنوم عین فنر میرم پایین و دوباره برمیگردم بالا! آخه مرد حسابی عشق اگه عشق باشه که من همین الان شال و کلاه میکنم میرم بالای قله دماوند برای هماغوشی باهاش نه اینکه بشینم زار بزنم و گریه کنم عین ننه مرده ها!