تمایل!
چون محدودیت انرژی ندارم فعلا بنویسم تا بعدها اگر نتونستم جبران بشه. تو راه بعد از چشمه یه سرپایینی طولانی هست به سمت رودخانه که با سرعت خیلی زیاد داشتم می اومدم ناگهان در پیچ جاده با چشم و پوست و گوشتم دیدم که منی که همیشه راستم واقعا دارم ایندفعه چپ میکنم! چند جای ماشین به وضوح از روی زمین بلند شد و دوباره چسبید بهش و من گفتم بای بای منم رفتم! خلاصه که یا دعای خیر کامنت گذران نگهم داشت یا دست رو به آسمان چشم انتظاران! من از ماشینهای کوچک اصلا خوشم نمیاد ۲۰۷ لعنتی هم خیلی تمایل به چپی داره و کوچکه...راستی اینم بگم که بعد از گوگوش و داریوش میلم به پلی کردن آهنگ و ترانه فروکش کرد و گاهی میزدم رادیو پیام که موزیک بی کلام میذاشت یا اینکه خودم می خوندم واسه خودم اونم یه چیزای بی سروته نه درست درمون...
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 23:29 توسط آقای ar.ja
|