دوش گرفتم با اینکه چندین دست لباس آوردم همرام همه تنپوشامو شستم. حس خوبی ندارم که نشسته بذارم تو ساک و ببرم خونه! ضمنا خواهرم بخاطر اینکه اینجا خونه ییلاقیه براش آبگرمکنش خاموشه منم سعی نکردم روشنش کنم یا زنگ بزنم ازش بپرسم. با آب سرد سر کردم. چایی بخورم بعدش برم خونه خاله که اونم بتونه به تنگه ش برسه!