میل!
تنگه بندها به جای اونجا تنها خیابان اصلی اینجا را بسته اند و مدام دارند چیزهایی می گویند گاهی شبیه فحش گاهی هم کمی ملایم تر! صدایشان تا خانه و اینجا که من نشسته ام می آید راستی هنوز خانه خاله نرفته ام و یک ساعت دیگر می روم. عصرانه چرب و شیرین جایی برای شام باقی نگذاشته و میل به غذا ندارم...
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 22:16 توسط آقای ar.ja
|