شخصی!
دیشب دقیقا تا نیمه شب خونه خاله بودم. خودم تنها رفتم همراهم خوابید سریع و من بیدارش نکردم. بیشتر از عروسش گفت خودش و شوهرش که زینب فلان کرده و فلان چیزو گفته و از اینطور حرفها و من گفتم بهرحال بقول معروف بهتره کشش ندین و آشتی کنین باهم. بیشتر از این کاری نمیشد کرد با اینکه بچه خواهرشه ولی در رقابت دختراش با عروسش لزوما بیطرف نمی تونه باشه و این باعث خرابی میشه...من اگه جای خواهرم بودم زندگی در این کوچه شخصی و خونه ویلایی رو نمیذاشتم برم شهر دیگه بویژه که اونجا قم باشه...
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 10:18 توسط آقای ar.ja
|