یه اتفاق جالبی هم افتاد این چند روز بخام تعریف کنم اینه که همون روز اول که رسیدیم اینجا و بعدشم حرکت کردیم به سمت روستا. از جاده اصلی اندازه پنج کیلومتر فرعی میخوره که پر از خرابی و چاله چوله بود و چندین ساله این مشکل رو داشت راه روستامون. ولی ما که پیچیدیم دیدیم ماشینهای راهسازی و پخش آسفالت و روکش یه چیزی دارن میسازن در حد المپیک و دقیقا رسیدن ما همزمان شده بود با تکمیل آخرین قطعه این پازل. اگه آبمم مشکلش حل میشد دیگه این یک سفر رویایی میشد‌ برام...