تو بافت قدیم روستا چندین خانه رها شده و بدون صاحب و مالک مانده اند من با بازماندگانشان که به زحمت شماره گیر میارم و تماس میگیرم برای خرید انگار به آنی به گنج رسیده باشند چنان خودشان را مشتاق و دلبسته آن خرابه ها نشان می دهند که دهانم از تعجب باز می ماند! سالهای سال است حتی از دور هم نگاهی نکرده اند و آنجا را گذاشته و رفته اند. اکنون که کسی پیدا شده می خواهد دستی به سر و گوشش بکشد و آبادش کند چارچنگولی چسبیده اند بهش و ولش هم نمیکنن! نمی دونم مردم چه فکری می کنند و در خیالاتشان چه می گذرد! شاید گمان می کنند من دنبال دفینه و سکه های قدیمی پنهان مانده از هزاره های دور در خانه کلنگی آنهایم...