مثل مادرا که میگن بهشت زیر پاشونه منم الان تهران زیر پامه! ایسگاه دوم توچال نشستم و دارم منظره چراغانی شهر را از روی نیکمتی تماشا میکنم. ماه در سمت راستم با زهره یا شاید با مریخ در تقارن است و گاه پشت ابرها پنهان میشوند گاه بیرون می آیند. هر دو نیکمت کناری دست در سروگردن هم مردان و زنانی عاشقانه نشسته اند من اما با دوستم که جفتمان همجنسیم در دو جای جداگانه و دنیاهای جدا از هم سیر میکنیم...