بزرگ!
زنده ام اما ساکت. شاید چیزی برای گفتن نمی یابم شاید هم حرف زیاد است و از گفتنش به کلی چشم پوشی میکنم. کنار اون خونه کلنگی باز هم چند خانه هست که صاحبانش مرده و رفته اند و اکنون در دست فرزندان یا نوه هایشان افتاده ولی نمی دانم چرا تا پیگیر خریدشان می شوم آن ها هیچ تمایلی به فروش نشان نمی دهند. درست کدام است خرید و گسترش قلمرو یا بسنده کردن به همان دو اتاق و محوطه ای که باید رسیدگی کرد و به باغچه ای چیزی تبدیلش کرد. حسن آن دو کلنگی دیگر این است که به چشمه نزدیکند و به رویایی من که جمعاوری آب چشمه و ساختن یک باغ بزرگ است نزدیکتر...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 15:48 توسط آقای ar.ja
|