گل!
دوست دارم شهریور هم یه سر به خونه کلنگی روستا بزنم. البته بعد از این رو به سرما میره هوا و گازم که نداره خیلی نباید دنبال رفتن آنجا باشم. اصلا تو ذهنم نیست پاییز چطور میتونه باشه شاید به جز سرما و باد و روزهای کوتاه چیز دیگه ای در انتظارم نباشه. بهار رو بیشتر از هر فصلی دوست دارم چشمه ها و رودها پر آب و کوه و صحرا پر است از علفها و روییدنی و سرسبزی. گاهی با خودم فکر میکنم چطور مردمان روستا بدون هیچ مسافرت و تغییر مکانی همیشه و در تمام این سالها با خوشبختی آنجا زیسته اند و من برای رفتن و گذراندن چند روز عمر به فکر هوا و باد و گل و علف و بقیه چیزها هستم...
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:27 توسط آقای ar.ja
|