دوستم آینه ورزان یه زمین داره بهش پیشنهاد دادم فردا بریم ببینیم و چون میخاد ردش کنه اگه مشتری داشت که معامله کنیم ولی گفت نمی تونه فردا. منم سمت دماوند و سربندان تو فکر خرید بودم قبل از خرید اون خونه کلنگی روستایی ولی بعدش دیگه نمیتونم به جایی جز اونجا فکر کنم و اسم اعظمی چیزی هم نمی دونم بتونم همزمان صدجا باشم و طی الارض کنم. واسه همین الان حال کسی رو دارم که یه معاشقه تمام و کمال کرده و کاملا بی میل به هماغوشی تازه روی تخت خوابیده...