از بوسه چرا نمی گریزد لب من!

گشته است سیه؛

چون موی آن سیه موی؛

روز و شب من!

آن بوسه ِ تب دار ِ لب اش؛

فزوده است؛ از آن روز که بوسیده است؛

هر دو لب اش را  لب من!

وای از لب و وای از لب و وای از لب من!

از بوسه چرا نمی گریزد لب من!

جز آتش عشق؛ چیست که ریزد به دلم!

از دامن لبهای تواش؛ این لب من!