من قدر تو را دانستم!
من قدر ِ هر لحظه ام؛ با تو را دانستم!
از این بابت شاد و خوشحالم!
که با تو خندیدم و هم گریستم!
در آغوشم فشردم؛ تن داغ تو را!
همیشه می گیرم از داغ ِ دستانم؛
سراغ ِ تورا!
چقدر خوشبخت بوده ام؛
آن لحظه؛
در تمام ِ زندگی ام؛
که چشم سیاه تورا؛
در قاب نگاهم که ریختم!
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 9:42 توسط آقای ar.ja
|